از حدود یک یا دو قرن گذشته، رفته رفته روابط در جامعه جهانی از وجه ساده و ابتدایی خود خارج شد و به سوی همگرایی هرچه کشورها و افراد حرکت کرد. همین همگرایی و جهانی شدن نیز خود موجب تحولات بسیار زیادی گردید. مفاهیمی از قبیل: سازمانهای بینالمللی، حقوق بشر، نهادهای رسیدگی به حل و فصل اختلافات در ورای مرزهای حاکمیتی در کشور و همینطور سایر مفاهیم مشابه، به رشد و بسط رشتهای از علم، به نام حقوق بینالملل دامن زدند که شاید به جرات بتوان گفت که تنظیم و تنسیق روابط پیچیده امروزی بدون آن ممکن نیست. به عقیده بسیاری، قواعد حقوق بینالملل در جهان معاصر حتی بر قواعد و حقوق داخلی کشورها نیز برتری دارد. در این مورد، اتحادیه اروپا به عنوان یک سازمان بینالمللی، دستورالعملها و امر و نهیهای قانونی خود را بر کشورهای عضو تحمیل مینماید. این امر به خوبی نشان میدهد که امروزه، مطالعه آنچه در جهان میگذرد و حتی شناخت حقوق داخلی کشورها بدون آگاهی نسبت به مبانی، اصول و قواعد حقوق بینالملل، ممکن نیست. بنابراین چه دانشجویان حقوق و چه اشخاصی که به مطالعه حقوق داخلی میپردازند و چه علاقهمندان به علوم سیاسی و روابط بینالملل برای فهم هرچه عمیقتر مباحث درسی و شناخت تحولات جامعه جهانی ناگزیر هستند تا مباحث حقوق بینالملل عمومی را مطالعه کنند. حقوق بینالملل عمومی 2 به عنوان یک درس دانشگاهی به تشریح بازیگران حقوق بینالملل و قواعد ناظر بر رفتار ایشان میپردازد و مسائلی بسیار اساسی را در مورد ماهیت و عملکرد آنها به بوته نقد، بررسی و تشریح میگذارد. عمده مباحث حقوق بینالملل عمومی در ذیل دروس این عنوان درسی قرار میگیرند و از آنجایی که مسائل نظری حقوق بینالملل عمومی در درسی دیگر مطرح میگردد، این عنوان درسی با مسائل عملی و کاربردی حقوق بینالملل سر و کار دارد. به جهت پویایی بسیار زیاد این رشته حقوق و جوان بودن آن به نسبت سایر گرایشهای این علم، در این آموزش تلاش شده است تا با استفاده از بهروزترین منابع و نگاه دقیق به تحولات عملی جامعه جهانی، موضوعات سنتی و درس حقوق بینالملل در کنار یکدیگر مورد تدریس قرار بگیرند.