منظور از روایت چیست؟ روایت نوعی از کلام یا سخن است که رویداد یا رویدادهایی را بیان میکند و راوی واسطه میان داستان و خواننده خواهد بود. راوی بر آنچه گفته میشود و بر چگونگی دریافت آن نظارت دارد. از این رو، روایت شامل آثار داستانی و غیرداستانی میشود؛ چون آثار غیرداستانی هم، رویداد یا رویدادهایی را بازگو میکنند. اما در روایتشناسی ادبی، روایت شکلهای داستانی مانند داستان کوتاه، داستان بلند، رمان و حتی شکلهای قدیمیتری مثل قصههای جن و پری، حماسه، افسانه و رمانس را هم در بر میگیرد. اهمیت یادگیری روایتشناسی در داستان کوتاه چیست؟ منطق زندگی بشر بیش از آن که بر اساس روابط علی-معلولی باشد، بر منطقی داستانی استوار است. این رویدادها هستند که به زندگی ما شکل میدهند. هر داستانی، توالی رویدادها بر بستر زمان است و در نتیجه، هر داستانی، روایت است. نویسنده برای درک پدیدههای پیرامون خود، به روایت و شناخت آن نیازمند است. در اصل، این روایت است که با شناخت آن، نویسنده ابتدا به بازیابی شخصیت خود و در نهایت به آگاهی از روان شخصیتهای داستانیاش میپردازد. روایتها به نویسنده کمک میکنند تا تجربههای دستنیافتنی را، در میان رویدادها سازماندهی کند. آنچه در روایتشناسی داستانی مدنظر است ارتباط میان حوادث در یک زنجیره زمانی است. اما به جز زمان که اصلیترین عنصر روایت است، آنچه در جهت آموختن روایتشناسی اهمیت دارد، یافتن ارتباط غیرتصادفی میان رویدادها است که برای هر نویسنده، در هر قالب و ژانری لازم است. در این فرادرس چه چیزی یاد میگیریم؟ در این آموزش، ابتدا روایت و روایتشناسی را بازتعریف میکنیم و با انواع آن آشنا میشویم. پس از شناخت کاربردهای روایت، گونههای گفتاری که روایتهای ما را قوت میبخشد، بررسی میکنیم و در قالب روایتهای موازی و خردهروایتها، میآموزیم منطق داستانی را شکل بدهیم. برای رسیدن به ساختار روایی داستان، جایگاه عینیت، واقعیت و تخیل را تحلیل و تلاش خواهیم کرد با ایجاد راستنمایی در روایتهایمان، گفتار نویسنده و شخصیت را متمایز کنیم. در آخر خواهیم آموخت همزمانی روایت با داستان و پلات داستانی، چگونه کنش داستان به عنوان محرک آغازین داستان را ساخته و پرداخته میکند.