منظور از ضلع در اشکال هندسی، پارهخطهایی است که دور تا دور آن شکل را احاطه کردهاند و با اتصال به همدیگر یک شکل بسته و بههمپیوستهای را تشکیل میدهند. به مجموعهای از چندین پارهخط که یک شکل هندسی را تشکیل میدهند، چندضلعی گفته میشود. مثلا چنانچه یک شکل از پنج پارهخط بههمپیوسته و بسته تشکیل شده باشد، به آن پنجضلعی گفته میشود. در واقع میتوان گفت یک پنجضلعی از پنج ضلع تشکیل شده است. چنانچه از ترکیب چند منحنی یک شکل ایجاد شود، شکل بهدستآمده بهعنوان چندضلعی محسوب نمیشود. ممکن است یک شکل از ترکیب چند منحنی و پارهخط نیز به وجود آید. در این حالت به دلیل وجود منحنی در شکل، این شکل بهعنوان چندضلعی در نظر گرفته نمیشود. چنانچه شکل از ترکیب چندین پارهخط ایجاد شود ولیکن در نهایت بسته نباشد و بخشی از آن باز باشد، در این حالت نیز در دسته چندضلعیها قرار نمیگیرد. چون شرط چندضلعی بودن آن است که علاوه بر تشکیل شکل از چندین پارهخط، باید در نهایت این پارهخطها یک شکل بستهای را تشکیل دهند نه اینکه شکل باز باشد. به محل برخورد دو پارهخط در یک شکل، گوشه میگویند. به عبارتی دیگر به محل برخورد ضلعهای مجاور در یک شکل، گوشه گفته میشود. به گوشه، زاویه یا رأس نیز گفته میشود. گوشهها بهعنوان زاویههای داخلی شکل در نظر گرفته میشوند. تعداد گوشههای یک چندضلعی، همیشه برابر با تعداد اضلاع آن است. بنابراین بر اساس تعداد اضلاع یک شکل، میتوان تعداد گوشههای آن را به دست آورد. مثلا یک چهارضلعی دارای چهار ضلع است. با توجه به اینکه تعداد اضلاع یک چهارضلعی با تعداد گوشههای آن برابر است، بنابراین یک چهارضلعی دارای چهار گوشه است. ممکن است برخی اشکال از ترکیب چند منحنی و پارهخط تشکیل شده باشند. در این حالت علیرغم وجود گوشه در این اشکال، به دلیل وجود منحنی، این شکل بهعنوان چندضلعی در نظر گرفته نمیشود. در این آموزش، برای درک کامل مباحث و موضوعات مربوطه، میخواهیم با همدیگر با مفهوم ضلع و گوشه آشنا شویم. بنابراین ضلع و گوشه را تعریف میکنیم، شرایط چندضلعی بودن یک شکل را مورد بررسی قرار میدهیم، نحوه محاسبه اضلاع یک چندضلعی را تشریح میکنیم و به نحوه محاسبه گوشههای یک چندضلعی اشاره میکنیم. در نهایت، با ذکر مثالهای کاربردی، تعداد اضلاع و گوشهها در اشکال هندسی مختلف را مورد بررسی قرار میدهیم.