نظام اجتماعی متشکل از ساختارهای درهمتنیدهای است که در کنار یکدیگر فعالیت میکنند. مطالعه در حوزه اجتماعی، به درک و فهم عمیق افراد در ارتباط با پیرامون خود کمک میکند. مطالعه نظریههای جامعهشناسی در دورانهای مختلف زندگی بشر، نشاندهنده وضعیت اجتماعی آن دوران است. اهمیت مطالعه نظریههای جامعهشناسی دورانهای مختلف، منجر به شناخت شرایط اجتماعی-فرهنگی و نگرشهای افراد جامعه در آن زمان میشود. نظام اجتماعی به عنوان بخش جداییناپذیر از کل جامعه تلقی میشود که کارکردهایی نظیر انتقال فرهنگ و جامعهپذیری را برای حفظ نظام اجتماعی جامعه را شامل میشود. دراین زمینه، توجه به ساختارها و کارکردهای اجتماعی، حفظ ارزشها و انتقال تجارب اجتماعی بسیار حائز اهمیت است. نظریههای جامعهشناسی توسط نظریهپردازان این حوزه به وجود آمده و چهارچوبهای نظری هستند که جامعهشناسان از آنها برای توضیح و تحلیل فعالیتها، فرایندها و ساختارهای اجتماعی استفاده میکنند. نظریههای جامعهشناسی به سه دسته کلی تقسیم میشوند. دسته اول نظریاتی هستند که با الهام از روش اتخاذ شده در علوم طبیعی و با هدف یافتن قوانین جامع حاکم بر اجتماع انسانها ایجاد شدهاند و نظریهپردازان در این روش روابط علت و معلولی حاکم بر جوامع انسانی را کشف میکنند. دسته دوم مطالعاتی هستند که به بررسی رفتار و نظم میپردازند. دسته سوم نیز نظریاتی هستند که به صورت غیرمستقیم از روشهای هرمنوتیک سعی دارند از طریق متون و معنا به سوالات مورد علاقه جامعهشناسان پاسخ دهند. در این فرادرس، نظریههای کلاسیک و جدید در قرون اخیر و دیدگاههای نظریهپردازان به تفکیک مطرح خواهد شد تا دانشجویان با فرایند نظریههای جامعهشناسی از گذشته تا کنون آشنا شوند. این آموزش از آن حیث اهمیت دارد که علم بر مبنای نظریهها بنا شده و افرادی که مسلح به علم و نظریه باشند، در ادامه فعالیتهای آموزشی خود با موفقیتی همراه خواهند بود.